زمانه ی عجیبی است!

زمانه ی عجیبی است!

برخی مردمان امام گذشته راعاشقند، نه امام حاضر را!

میدانی چرا؟!

امام ِگذشته را هرگونه بخواهند تفسیرمی کنند،

اما امام ِحاضر را باید فرمان ببرند.

وکوفیان عاشورا را اینگونه رقم زدند ...

درد دلی با فرزند


درد دلــی با فــرزنــد در كتاب " پرسه در دهكده شعر جهانی"  شعری خواندم
كه بسیار تكانم داد. زیبایی این شعر را كه ترجمه ای از شعر یك شاعر
ناشناس است با شما تقسیم می كنم؛

تو روزی بزرگ خواهی شد،آن روزی كه من پیر شده ام؛

روزی كه من پیر شوم با من مهربان باش.

آن روز كاسه سوپ را روی لباسم خواهم ریخت،

درست همان طور كه تو امروز می ریزی.

آن روز نخواهم توانست بند كفشم را ببندم،

درست مثل امروز كه تو نمی توانی.

من امروز همه چیز را به تو یاد خواهم داد.

تو هم روز دیگر با من مهربان باش،

روزی كه حوصله ات از پر حرفی من سر آید.

به یاد داشته باش من بودم كه سخن گفتن را به تو آموختم.

آنقدر برایت قصه می گفتم تا به خواب بروی.

روزی را كه پاهای من قدرت راه رفتن ندارد،

به خاطر داشته باش

من دست تو را گرفتم تا راه رفتن را یاد بگیری.

اگر نتوانستم سخنهای جدید را بفهمم ملامتم مكن.

در خاطر داشته باش پاسخ همه چراهای كودكانه تو را من دادم.

روزی كه دیگر هیچ خاطره ای را به یاد نیاوردم،

به من فرصت بده تا كمی تلاش كنم.

حتما به یاد می آورم كه چقدر تو را دوست دارم.

آن روز دستهایت را پیش آر، عاشقانه صبور باش.

من آن روز هم تو را دوست خواهم داشت،

همچنان كه امروز می خواهمت.

من به تو عشق آموختم، زندگی را برایت هجی كردم؛

تو هم كمی صبور باش.

روزی كه زمان رفتنم فرا برسد در كنار من باش.

من در آن لحظات به تو بسیار نیاز خواهم داشت؛

حتی اگر نتوانم كلمه ای بر زبان بیاورم.

باران عشق و محبتت را از من دریغ نكن.

مراقب باش، دم رفتن لبخندی خواهم زد،

سر شار از عشق بی ریا.

پس آن قدر بمان تا از مردنم اطمینان یابی.

برگرفته شده از كتاب " پرسه در دهكده شعر جهانی"
گزینش علی اكبر عبدالرشیدی، انتشارات اطلاعات ۱۳۸۹

مهربان باشیم

روزی یک مرد روحانی با خداوند مکالمه ای داشت : ' خداوندا ! دوست دارم بدانم بهشت و جهنم چه شکلی هستند؟ ' 

خداوند او را به سمت دو در هدایت کرد و یکی از آنها را باز کرد ، مرد نگاهی به داخل انداخت ، درست در وسط اتاق یک میز گرد بزرگ وجود داشت که روی آن یک ظرف غذا بود ، که آنقدر بوی خوبی داشت که دهانش آب افتاد ، افرادی که دور میز نشسته بودند بسیار لاغر مردنی و مریض حال بودند ، به نظر قحطی زده می آمدند ، آنها در دست خود قاشق هایی با دسته بسیار بلند داشتند که این دسته ها به بالای بازوهایشان وصل شده بود و هر کدام از آنها به راحتی می توانستند دست خود را داخل ظرف خورش ببرند تا قاشق خود را پر نمایند ، اما از آن جایی که این دسته ها از بازوهایشان بلند تر بود ، نمی توانستند دستشان را برگردانند و قاشق را در دهان خود فرو ببرند. 

مرد روحانی با دیدن صحنه بدبختی و عذاب آنها غمگین شد ، خداوند گفت : ' تو جهنم را دیدی ، حال نوبت بهشت است ' ، آنها به سمت اتاق بعدی رفتند و خدا در را باز کرد ، آنجا هم دقیقا مثل اتاق قبلی بود ، یک میز گرد با یک ظرف غذا روی آن و افراد دور میز ، آنها مانند اتاق قبل همان قاشق های دسته بلند را داشتند ، ولی به اندازه کافی قوی و چاق بودند ، می گفتند و می خندیدند ، مرد روحانی گفت : ' خداوندا نمی فهمم ؟! ' ، خداوند پاسخ داد : ' ساده است ، فقط احتیاج به یک مهارت دارد ، می بینی؟ 

اینها یاد گرفته اند که به یکدیگر غذا بدهند ، در حالی که آدم های طمع کار اتاق قبل تنها به خودشان فکر می کنند! ' 

یکدیگر را دوست داشته باشید و به همنوع خود مهربانی کنید چرا که هیچ کس به تنهایی وارد بهشت خدا (ملکوت الهی) نخواهد شد...

قانونی اما غیر منطقی!!

دانشجويي پس از اينكه در درس منطق نمره نياورد به استادش گفت: قربان، شما واقعا چيزي در مورد موضوع اين درس مي دانيد؟

استاد جواب داد: بله حتما. در غير اينصورت نميتوانستم يك استاد باشم. دانشجو ادامه داد: بسيار خوب، من مايلم از شما يك سوال بپرسم ،

اگر جواب صحيح داديد من نمره ام را قبول ميكنم در غير اينصورت از شما ميخواهم به من نمره كامل اين درس را بدهید.

 

استاد قبول كرد و دانشجو پرسيد: آن چيست كه قانوني است ولي منطقي نيست، منطقي است ولي قانوني نيست و نه قانوني است و نه منطقي؟

استاد پس از تاملي طولاني نتوانست جواب بدهد و مجبور شد نمره كامل درس را به آن دانشجو بدهد.
بعد از مدتي استاد با بهترين شاگردش تماس گرفت و همان سوال را پرسيد. و شاگردش بلافاصله جواب داد:
قربان شما 63 سال داريد و با يك خانم 35 ساله ازدواج كرديد كه البته قانوني است ولي منطقي نيست.

همسر شما يك معشوقه 25 ساله دارد كه منطقي است ولي قانوني نيست.واين حقيقت كه شما به معشوقه همسرتان نمره كامل داديد

در صورتيكه بايد آن درس را رد ميشد نه قانوني است و نه منطقي

نحوه پردازش کلمات توسط مغز !!!

آیا میدانید مغز انسان تنها حروف ابتدا و انتهای کلمات را پردازش میکند و کمله را می خواندو به هیمن دلیل است که با وجود به هم ریتخگی این نوتشه شما تواسنتید آن را بخوانید!!!؟؟؟

اندرزهای شکسپیر برای لذت از زندگی

ادامه نوشته